سناریوی طراحیشده از سوی فرقه تبهکار جمهوری اسلامی ایران بر این اساس بنا شده بود که در صورت شکلگیری تجمعات، تنها افراد فعال و تأثیرگذار شناسایی و بهصورت هدفمند حذف شوند. شناسایی از طریق رصد تلفنهای همراه، نقطهزنی مکانی و پایش ارتباطات انجام میشد و پس از آن، افراد در هر نقطه قابل دسترس، از مقابل منزل، محل کار، کوچههای خلوت یا داخل خودرو، مستقیماً با شلیک به قلب و مغز هدف قرار میگرفتند.
در اجرای این سناریو، همانند تجربههای پیشین، از افراد تبهکار، مجرمان حرفهای، سارقان و خلافکاران سابقهدار استفاده شد؛ افرادی که در ازای وعده عفو، آزادی یا تطمیع مالی، به ابزار سرکوب و قتل تبدیل شدند. این الگو، یک طرح امنیتی کلاسیک نبود، بلکه شبکهای سازمانیافته از خشونت خصوصیسازیشده بود که با هدایت نهادهای امنیتی عمل میکرد.
اما فرقه تبهکار، حجم و گستره خشم عمومی را بهشدت دستکم گرفته بود. حضور میلیونی مردم، این سناریوی محدود و نقطهزن را بههم ریخت. در نتیجه، طرح اولیه حذف هدفمند فردی، با سناریوی کشتار میدانی تلفیق شد و یکی از بیسابقهترین موجهای قتل خیابانی رقم خورد؛ وضعیتی که در آن، گلوله پاسخ هر نوع حضور و مطالبه شد.
ابعاد جنایت به خیابانها محدود نماند. اکنون گزارشهای متعدد نشان میدهد که در بسیاری از بیمارستانهای تهران، نیروهای امنیتی تحت پوشش پرستار، پزشک و بهیار تازهوارد مستقر شدهاند؛ افرادی که مأموریت حذف و از میان برداشتن مجروحان و معترضان را در قالب «مراقبت پزشکی» دنبال میکنند. این پوشش، امکان ارتکاب جنایت در سکوت، بدون جلب توجه افکار عمومی و با حذف شاهدان را فراهم کرده است.
بیمارستانهای وابسته به نهادهای نظامی و امنیتی، از جمله مراکز نظامی و انتظامی، مدتهاست با عنوان «کمبود کادر درمانی» از سربازان وظیفه و نیروهای نظامی آموزشدیده برای امور درمانی استفاده میکنند. این سازوکار، امکان جابهجایی مستمر نیروها را فراهم کرده و اکنون به ابزاری برای جایگزینی کادر درمانی قدیمی با عناصر کاملاً امنیتی و آموزشدیده در حذف فیزیکی تبدیل شده است. به این ترتیب، بیمارستان از محل درمان به صحنه ادامه سرکوب بدل شده است.
دستگیریها و کشتارهای هدفمند نهتنها متوقف نشده، بلکه به شکلی پنهانتر و سازمانیافتهتر ادامه دارد. آنچه امروز جریان دارد، صرفاً واکنش به اعتراض نیست؛ بلکه تلاشی سیستماتیک برای ایجاد رعب، قطع زنجیره درمان، و حذف تدریجی معترضان حتی پس از خروج از خیابان است.
نکتهای حیاتی و فوری وجود دارد: شهروندان باید تمامی اپلیکیشنهای ایرانی را از تلفنهای همراه اندرویدی خود حذف کنند. بارها و به هر شیوه ممکن باید این هشدار تکرار شود. همراه داشتن تلفن همراه در تجمعات، جان افراد را بهطور مستقیم به خطر میاندازد. وجود این اپلیکیشنها نهتنها صاحب گوشی، بلکه دوستان، آشنایان و بستگان او را نیز در معرض شناسایی، تعقیب و حذف قرار میدهد.
آنچه امروز با آن روبهرو هستیم، صرفاً یک سرکوب مقطعی نیست؛ این یک پروژه تمامعیار جنایت سازمانیافته است. فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، با ترکیب خیابان، زندان و بیمارستان، نشان داده که برای حفظ خود، هیچ خط قرمزی ندارد و حیات شهروندان را بیهیچ تردیدی قربانی میکند.