او یادآور شد: "این ائتلاف که سوم اسفند ۱۴۰۴ توسط پنج حزب کُردستان ایران – حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا)، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، حزب آزادی کردستان (پاک)، کومله زحمتکشان کردستان و سازمان خبات کردستان ایران – اعلام موجودیت کرد، مستقیماً رژیم را فاقد هرگونه مشروعیت سیاسی دانسته و هدف خود را مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق حق تعیین سرنوشت مردم کُرد در چارچوب ایران دموکراتیک و متکثر اعلام کرده است".
طبرزدی با اشاره به سابقه طولانی کار تشکیلاتی و تجربه همکاری این احزاب، تأکید میکند که این الگو میتواند برای سایر ملیتها و نیروهای سیاسی ایران الهامبخش باشد.
او در ادامه، آرزوی گسترش این اتحاد را مطرح میکند و میگوید: "ابتدا درون نیروهای کُردی و سپس پیوند با دیگر ملیتها – تُرک، بلوچ، عرب، فارس و دیگران – و جریانهای سیاسی سراسر کشور".
طبرزدی به کنگرهها و ساختارهای همگرایی اشاره میکند که میتواند زمینهساز اتحاد گستردهتر شود و تأکید دارد که جنبشهای اعتراضی داخل کشور، از تجمعات دانشجویی گرفته تا اعتصابات کارگری، بیش از هر چیز به «پشتیبانی عملی» نیروهای سازمانیافته نیاز دارند؛ نه صرفاً حمایتهای لفظی،
این زندانی سیاسی، بار دیگر بر پلورالیسم و فدرالیسم به عنوان راهکارهای ساختاری تأکید میورزد.
او تمرکز تاریخی قدرت سیاسی و درآمد نفت در مرکز را ریشه اصلی استبداد میداند و هشدار میدهد که این تمرکز باید شکسته شود تا قدرت به ایالتها و مناطق توزیع گردد.
طبرزدی با صراحت، ادعای برخی جریانهای «اقتدارگرا» مبنی بر مترادف دانستن فدرالیسم با تجزیهطلبی را «مغالطه و عوامفریبی» میخواند و استدلال میکند که پذیرش تنوع قومی، فرهنگی و زبانی نه تنها یکپارچگی کشور را تهدید نمیکند، بلکه پشتوانهای محکم برای دموکراسی پایدار و جلوگیری از بازگشت استبداد است.