رفتن به محتوای اصلی

گزارش نیویورکر از دامنه سرکوب بعد از کشتار بزرگ در ایران

گزارش نیویورکر از دامنه سرکوب بعد از کشتار بزرگ در ایران
posted onFebruary 13, 2026
noدیدگاه

مجله نیویورکر، در گزارشی مفصل، تصویری از «شرایط آخرالزمانی» در مراکز درمانی ایران را ارائه داده که، به‌نوشتهٔ این نشریه، بخشی از کارزار سازمان‌یافته‌ای است که جمهوری اسلامی با هدف زدودن آثار کشتار دی ماه آغاز کرده است.

اکنون که بیش از یک ماه از سرکوب خونبار اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ می‌گذرد، برقراری مجدد ارتباط با داخل کشور و اطلاع‌رسانی کنشگران و شاهدان عینی، ابعاد بیشتری از سرکوب گسترده و شدید این اعتراض‌ها را آشکار کرده است. سرکوب این بار به خیابان‌ها محدود نماند و به بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و حتی اتاق‌های عمل هم کشیده شد.

اینک، خبرنگار نیویورکر در گزارش خود از شبکه‌هایی نوشته است که مجموعه‌ای از اعضای کادر درمان ایران برای خدمات‌رسانی به آسیب‌دیدگان اعتراض‌های اخیر تشکیل داده‌اند.

در بخشی از این گزارش به نقل از یک پزشک عمومی جوان با نام مستعار «نرگس» وضعیت خدمات‌رسانی مخفیانه به مجروحان حوادث اخیر چنین توصیف شده است: «ظرف ۲۴ ساعت از درمان مریض‌های مبتلا به آنفولانزا به درمان مجروحان جنگی رسیدم».

نیویورکر می‌نویسد که این پزشک داوطلب با علم به این‌که امنیت خود او هم در خطر است، روز ۱۸ دی ماه با دنبال کردن رد خون به درون یک ساختمان، با زنی مواجه شد که پایش تیر خورده و در آن‌جا پناه گرفته بود. نرگس به یاد می‌آورد که «با یک روسری برایش رگ‌بند درست کردم و تلاش کردم خونریزی پایش را بند بیاورم».

به‌گفتهٔ نرگس، ظرف چند روز بعد از آن مواجهه، کوله‌پشتی او پر شده بود از داروهای مسکن و تیغ‌های جراحی که او مجبور بود «داخل فر آشپزخانه و روی اجاق‌گاز» ضدعفونی کند.

برای نرگس و دیگر همکاران داوطلب او، اتاق پذیرایی مردم، آشپزخانه‌هایشان و حتی فضای داخل رستوران‌ها شده بود اتاق‌های عمل جراحی معترضان زخمی. نرگس می‌گوید چاره‌ای نداشت جز این‌که خودش را در مقابل این «قصابی» بی‌حس کند.

آنچه موجب شد نرگس و همکارانش مجبور شوند با ابتدایی‌ترین امکانات جراحی‌های خانگی انجام دهند، وضعیت بسیار خطرناکی است که نیروهای حکومتی در مراکز درمانی سراسر کشور ایجاد کرده‌اند؛ چنان‌که در گزارش سازمان حقوق بشر ایران هم به شواهدی از آن اشاره شده است.

در بخش دیگری از گزارش این سازمان حقوق بشری، از ربودن شماری از بیماران مجروح به دست نیروهای امنیتی اشاره شده بود و اینکه این معترضان از تخت‌های بیمارستان به مکان‌های نامعلومی منتقل شده‌اند و سرنوشت آنان کماکان نامشخص است. بر این اساس، به همین دلیل «بسیاری از زخمی‌ها از ترس برخورد نیروهای امنیتی، روند درمان خود را نیمه‌کاره رها کرده و به سراغ درمان‌های پنهانی و غیررسمی رفته‌اند».

نیویورکر در ادامهٔ گزارش خود از وضعیت بحرانی کادر درمانی ایران بعد از اعتراض‌های دی‌ ماه می‌نویسد خطری که متوجه افرادی مانند نرگس است، بسیار روشن است. رژیم ایران، همزمان با بازداشت معترضان، هرکسی را که به آنها کمک‌رسانی می‌کند هم هدف قرار می‌دهد..

در مقابل چنین پس‌زمینه‌ای است که خبرنگار نیویورکر می‌نویسد نتیجهٔ گفت‌وگوهایش با افراد مختلف درون ایران حاکی از برقراری جو رعب و وحشت در ایران در پی کشتار معترضان است. در این گزارش یک فیلم‌ساز از تهران به نیویورکر گفته که اگرچه خون خشکیده بر خیابان‌ها را شسته‌اند اما در فضای شهر «خاک مرگ پراکنده شده است».

در روزهای گذشته، تصاویر زیادی از صحنه‌های خاکسپاری معترضان کشته‌شده به دست نیروهای امنیتی در ایران منتشر شده است. در بسیاری از این صحنه‌ها حاضران در تقابل با عرف مورد پسند حکومت موسیقی اعتراضی پخش می‌کنند، می‌رقصند، شعارهای ضدحکومتی سر می‌دهند و آشکارا مراسم سوگواری هم به ادامه حرکتی تبدیل شده که در دی ماه با سرکوب شدید جمهوری اسلامی مواجه شد.

نیویورکر می‌نویسد که یک کنشگر از شهر مشهد برای این مجله عکس‌هایی از ردیف‌هایی از گورهای تازه فرستاده است که تاریخ فوت درج‌شده روی آن‌ها یکسان است. این کنشگر شرایط خود را چنین برای خبرنگار نیویورکر توصیف کرده است: «منتظر جنگ هستیم و در حال آماده‌شدن برای زندان».

در بخش دیگری از این گزارش، به بازداشت علیرضا گلچینی در شهر قزوین اشاره شده است؛ پزشک جراحی که هفدهم دی ماه شماره تلفن همراهش را برای کمک‌رسانی به مجروحان بر روی شبکه‌ اجتماعی اینستاگرام منتشر کرده بود.

نیویورکر می‌نویسد تنها چند روز بعد مأموران امنیتی به خانه این پزشک یورش بردند و او را با ضرب و جرح بازداشت کردند. چنین بازداشت‌هایی در هفته‌های اخیر به میزان قابل توجهی افزایش یافته‌اند.

نکته حائز اهمیت دیگری که در گزارش نیویورکر آمده، دخالت نهادهای امنیتی در ثبت سوابق قربانیان اعتراض‌ها در مراکز درمانی ایران است. بر این اساس، در کنار خیل پرشمار زخمی‌ها و آسیب‌دیدگانی که به دلیل هراس از برخورد نیروهای امنیتی به مراکز درمانی مراجعه نکردند، سوابق بسیاری از آن‌ها یا ثبت نشده و یا به دست نیروهای حکومتی مخدوش شده‌ است.

در چنین فضایی است که ثبت و ضبط سوابق آسیب‌دیدگان اعتراض‌های دی ماه اهمیتی دوچندان می‌یابد و، به نوشته نیویورکر، اشخاصی درون کادر درمان داخل ایران این روند را آغاز کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، کادر درمانی داخل ایران هم‌اینک در سکوت کامل ثبت سوابق مجروحان و کشته‌شدگان را انجام می‌دهند. این نشریه برای نمونه به نقل از یکی از کارکنان بیمارستانی در شهر رشت نوشته است که او موفق شده از صدها سند پزشکی، از جمله سی‌تی‌اسکن و تصاویر رادیولوژی مربوط به معترضان آسیب‌دیده، عکسبرداری کند.

به‌گفتهٔ این فرد: «می‌خواهم دنیا بداند که این انسان‌ها وجود داشتند و چه بهایی را برای آزادی خود پرداختند».

خبرنگار نیویورکر می‌گوید تعدادی از این عکس‌ها را دریافت کرده است. اسنادی که به نوشته او، «تابلویی دهشتناک از یک ویران‌شهر» را ترسیم می‌کنند: «یک عکس رادیولوژی نشان می‌داد که گلوله‌ای استخوان رانِ یک مادر چهل‌وهفت‌ساله را متلاشی کرده بود؛ مادری که تلاش کرده بود از پسرش در برابر تیراندازی محافظت کند. یا یک اسکن مغز نشان می‌داد که چطور اصابت ساچمه فلزی به سر یک پرستار زن، در هنگام خروج او از بیمارستان، نیمی از بینایی او را از بین برده بود».

نیویورکر به‌نقل از شخصی که از این اسناد عکسبرداری کرده، می‌نویسد در یک مورد ورود مأموران حکومتی به اتاق عمل به درگیری آن‌ها با یک پزشک و شلیک گلوله پلاستیکی از سوی مأموران و زخمی شدن پزشک منجر شد.

شرایط زمانی پیچیده‌تر می‌شود که شخص مجروح در مقابل این دو گزینه قرار می‌گیرد که انتخاب کند برای درمان به بیمارستان مراجعه کند و خطر بازداشت از سوی مأموران حکومتی را بپذیرد یا اینکه به درمان‌های ابتدایی در خانه بسنده کند؛ رویه‌ای که به گفته کادر درمان، در بسیاری از موارد آثار زیانبار آن همیشگی خواهد بود؛ از جمله مواردی که تأخیر در رسیدگی پزشکی به آسیب‌های چشمی معترضان به کوری آنها منجر شده است.

نیویورکر در نهایت می‌نویسد در شرایطی که سایه جنگ بر روی ایران سنگینی می‌کند، برخی این نگرانی را دارند که شروع یک درگیری نظامی ممکن است به خشونت بیشتر جمهوری اسلامی علیه شهروندان معترض منجر شود.

با این حال، این مجله به نقل از یک پزشک جراح در ایران می‌نویسد: «ما همین الان هم درگیر جنگ با حکومت خودمان هستیم و بسیاری هم کشته داده‌ایم.» او اذعان می‌کند که «این مردم برای نجات از غرق شدن، دست هر کسی را که به سویشان دراز شود می‌گیرند».