Skip to main content

گزارش/ جنگ و فروپاشی اقتصادی خلیج

گزارش/ جنگ و فروپاشی اقتصادی خلیج
posted onMarch 17, 2026
nocomment

برای چندین دهه، ساختمان‌های بلند دبی و میدان‌های گازی بزرگ قطر به عنوان نمادهای خاورمیانه جدید دیده می‌شدند؛ جهانی براق و ثروتمند شدن با طلا و روابط بین‌المللی گسترده، اما در ۱۸امین روز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، این جهان می‌لرزد و اگر جنگ طول بکشد به سوی از هم پاشیدگی می‌رود.

آنچه در ۲۸ فوریه با «عملیات خشم حماسی» آغاز شد، اکنون به خطری بزرگ برای اقتصاد کشورهای خلیج تبدیل شده است. در حالی که جهانیان چشمشان بر تعداد موشک‌هاست، ویرانی واقعی در میان جدول داده‌های بندرها، خشک شدن ایستگاه‌های شیرین‌کردن آب و خالی شدن هتل‌های تزیین شده، تأثیر خود را نشان می‌دهد.

خفه کردن اقتصاد تنها نفت نیست

تنگه هرمز که مهم‌ترین شاهرگ بازرگانی جهان است، اکنون شده است قبرستان بازرگانی. از وقتی ایران در ۴ مارس گلوگاه را «بسته» نامید، جنب‌وجوش کشتی‌ها در آن به سطح صفر نزدیک شده است.

تنگه هرمز تنها از نظر انرژی که بیش از ۲۰٪ نفت و گاز جهان از آن می‌گذرد مهم نیست، بلکه کود شیمیایی از آن می‌گذرد که برای کشاورزی مهم است و گاز (هلیوم) هم که برای صنعت تولید چیپ بسیار مهم است. هلیوم که یکی از آن گازهایی است که در نتیجه پالایش گاز طبیعی از طریق یک فرآیند صنعتی پیچیده تولید می‌شود، تولید آن در قطر به طور کامل ایستاده است. هلیوم برای سرد کردن در صنعت تولید چیپ الکترونیکی استفاده می‌شود و قطر به تنهایی ۳۵٪ نیاز صنعت جهان به این گاز را تأمین می‌کند.

(کریگ گیسکی) کارشناس حمل‌ونقل وابسته به شرکت (ترافیکس) هشدار می‌دهد و می‌گوید: «تأثیرات اولیه بسته شدن تنگه هرمز بر حمل‌ونقل دریایی شاید ۱۰ تا ۱۴ روز طول بکشد تا ظاهر شوند، اما فشار واقعی میان ۲ تا ۵ هفته آینده شروع می‌شود، وقتی بندرها شلوغ می‌شوند و تقاضا بر کالاها از توان حمل‌ونقل کشتی‌های بازرگانی فراتر می‌رود.»

کریگ می‌گوید «موج دوم شوک که فروپاشی کامل زنجیره تأمین نیاز مشتریان و صنعت‌هاست، به ساحل‌ها رسیده است.»

تله‌ی متنوع کردن درآمد

برای مدت ۱۰ سال، کشورهای خلیج، صدها میلیارد دلار خرج کردند برای اینکه اقتصادشان تنها پشت‌گرم به نفت نباشد. بزرگترین فرودگاه، مرکز دارایی جهانی و پروژه گردشگری بزرگ ساختند. برخی از این کشورها، به طور مشخص امارات در چند سال گذشته خیلی موفق بودند در متنوع کردن منابع درآمدشان، اما جای توجه است، در این لحظه و در این جنگ مشخص شد که آن موفقیت‌ها، شده‌اند نقطه ضعفشان.

توقف مرکز بازرگانی امارات: بندر جبل علی که نهمین بندر شلوغ جهان است و ۲۲٪ کل تولید داخلی امارات را تشکیل می‌دهد، در اولین روز جنگ زده شد. شاخص املاک در بازار دارایی دبی ۳۰٪ پایین آمده، شرکت‌ها و بانک‌های بزرگ مانند Citi و PwC مکان‌هایشان را در منطقه دارایی بین‌المللی دبی خالی کرده‌اند.

توقف پروژه عربستان: در ریاض، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های دیدگاه ۲۰۳۰ مانند (نئوم، پروژه دریای سرخ و قدیه) متوقف شدەەاند. کارگران خارجی کارهایشان را متوقف کرده‌اند و هزینه بیمه آنقدر بالا رفته که پروژه سه تریلیون دلاری در آن کشور را عملاً ایستانده است.

جنگ آب، جدال مرگ و زندگی

ترسناک‌ترین بُعد این جنگ عبارت است از رابطه میان آب و انرژی. در منطقه خلیج ۱۰۰ میلیون نفر تامین آب شربشان به ۴۰۰ ایستگاه شیرین‌کردن آب دریا هستند، آب تنها خدمتگزاری نیست، بلکه شرط حیات است.

این خطر دیگر تئوری نیست. در روز هشتم، یک پهپاد ایرانی زیان به یک ایستگاه شیرین‌کردن آب در بحرین رساند. در دبی، حمله‌ها تنها ۲۰ کیلومتر از مجتمع جبل علی دور بودند که سالانه ۶۰۰ میلیارد لیتر آب تولید می‌کند.

قطر پیش‌تر ارزشیابی کرده که اگر راهکار فوری در پیش نگیرد، تنها در سه روز آب خوردنشان قطع می‌شود. همان‌طور که (زین سوانسون) تحلیل‌گر وابسته به مرکز مطالعات استراتژیک CSIS می‌گوید: «تمام شدن آب خوردن در کشورهای خلیج، بزرگترین خطر است برای ساکنان.»

اعداد در مصلحت چه کسی نیستند؟

آن زیان‌های اقتصادی که کشورهای خلیج را گرفته است، محدود نیست به صادر کردن نفت و گاز، بلکه یک فروپاشی فراگیر اقتصادی است که تمام بخش‌ها را گرفته است. در زمان بسته شدن تنگه هرمز از ۴ مارس، شاهرگ بازرگانی منطقه گسسته است. اکنون بیش از ۱۵۰ کشتی نفت‌کش در آب‌ها گیر افتاده‌اند و آمدوشد دریایی به کمتر از ۱۰٪ سطح عادی خود پایین آمده است.

این فلج شدن، شده است باعث توقف صادرات روزانه قریب به ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و یک‌پنجم بازرگانی گاز طبیعی مایع LNG در جهان. به خاطر این وضعیت، شرکت (قطر انرژی) ناچار شده حالت فوق‌العاده در تمام میدان‌های گازی‌اش اعلام کند. بزرگترین مجتمع گازی جهان در «راس لافان» به طور کامل از کار افتاده است. پیامدها بخش هواپیمایی و گردشگری را هم ویران کرده‌اند؛ بیش از ۴۰ هزار گشت هوایی لغو شده‌اند و فرودگاه بین‌المللی دبی که شلوغ‌ترین فرودگاه جهان است بعد از برخورد چندین حمله مستقیم، زیان میلیاردها دلاری به آن رسیده است. زیان‌های روزانه بخش گردشگری در کشورهای خلیج رسیده است به ۶۰۰ میلیون دلار. به این ترتیب هم تنها در مدت ۱۸ روز کل زیان‌ها از ۱۰.۸ میلیارد دلار گذشت.

بحران به خاطر یک فروپاشی عمیق زیربنایی در بخش‌های غیرنفتی عمیق‌تر شده است. بازار املاک دچار فروپاشی شده است. شاخص املاک در بازار دارایی دبی به میزان ۳۰٪ پایین آمده و تنها در امارات به ارزش ۳۶ میلیارد دلار پروژه‌های املاک فلج شده‌اند. همزمان، هدف گرفتن ایستگاه‌های شیرین‌کردن آب که ۹۰٪ تا ۱۰۰٪ آب خوردن کشورهایی مانند کویت و قطر را تأمین می‌کنند، جنگ اقتصادی را تغییر داده به حالت فوق‌العاده و خطر انسانی.

آنچه وضعیت را بدتر کرده، «معادله نابرابر» دفاع هوایی است؛ کشورهای خلیج در مدت ۱۸ روز نزدیک به ۳.۵ تا ۶ میلیارد دلار در موشک دفاعی خرج کرده‌اند برای دفع حمله‌های ایران، در حالی که هزینه حمله‌های ایران تنها بخش خیلی کمی از آن مبلغ است و میان ۱۹۴ تا ۳۹۱ میلیون دلار است. با کم شدن انبارهای غذا و بلوک کردن ۸۰٪ تا ۹۰٪ واردات نیازمندی‌ها به خاطر بستن بندرها و بالا رفتن نرخ بیمه، منطقه روبرو می‌شود با عقب‌گرد ۱۲٪ تا ۱۵٪ کل تولید داخلی و احتمال فروپاشی دارایی در مدت سه ماه آینده.

افق سه ماه آینده

اگر این جنگ به ۹۰ روز برسد، شاید کشورهای خلیج به آن صورتی که آن‌ها را می‌شناسیم، نمانند. طبق ارزشیابی‌ها و مدل‌های ریاضی وضعیت کشورها در احتمال درازا کشیدن جنگ به این شیوه خواهد بود.

قطر و کویت: روبرو می‌شوند با عقب‌گرد ۱۴٪ در رشد اقتصادی، این کشورها ناچار می‌شوند ۱۰۰ میلیارد دلار از صندوق‌های حاکمیتی‌شان درآورند تنها برای اینکه زندگی ادامه یابد.

بحرین: به خاطر اینکه بدهی‌هایش رسیده است به ۱۴۶٪ کل تولید داخلی، بحرین در لبه فروپاشی سیستماتیک است. اگر عربستان به فریادش نرسد، تا ماه ژوئن دچار ورشکستگی می‌شود.

تنگنای جهانی: در ماه دوم جنگ، جهان می‌رود داخل یک سستی اقتصادی عمیق. رشد چین به کمتر از ۳٪ پایین می‌آید و اروپا می‌رسد به نقطه صفر در رشد اقتصادی.

زخم‌های عمیق

حتی اگر همین امشب آتش‌بس امضا شود، زیان‌ها بزرگند. آن «قرارداد امنیتی» که چهره کشورهای خلیج را در ۵۰ سال گذشته تعریف می‌کرد، اکنون ترک برداشته است. آن قرارداد ناشناخته این بود: ثبات بازار انرژی توسط کشورهای خلیج در برابر محافظت از آن‌ها توسط آمریکا

خلیج سال ۲۰۲۶ دیگر آن مرکز قدرتمند بازرگانی جهانی نیست که مایه افتخار آن کشورها و مایه تعجب مردم گردشگر و کشورهای دیگر بود. از ایستادن جرثقیل‌های پروژه (نئوم) عربستان، تا فرودگاه‌های خالی امارات، همه نشانه هستند برای لرزان بودن و احتمال فروپاشی بزرگترین تجربه اقتصادی سده بیست‌ویکم.