Skip to main content

چرخش موضع یا عقب نشینی؟

رهبر کره شمالی در فاصله کمتر از چند ماه تغییر دیدگاه عجیبی را از خود نشان داد، بویژه‌ در خصوص توان نظامی کشور تحت امرش و حتی موضعش نسبت به ایالات متحده!
رهبر کره شمالی در فاصله کمتر از چند ماه تغییر دیدگاه عجیبی را از خود نشان داد، بویژه‌ در خصوص توان نظامی کشور تحت امرش و حتی موضعش نسبت به ایالات متحده!
posted onMay 8, 2018
nocomment

 

کره شمالی سال گذشته میلادی چندین آزمایش موفق هسته‌ای و موشکی انجام داد و رهبر خودکامه این کشور نیز صراحتا به تهدید آمریکا پرداخت و اعلام کرد توانایی هدف قراردادن خاک آنها را دارد که البته با پاسخ متقابل دونالد ترامپ همراه شد.

شرایط به نحوی پیش می‌رفت که اکثر کارشناسان از وقوع جنگ احتمالی میان دو کره صحبت به میان آورده بودند، اما به یکباره کیم‌جونگ‌اون در پیام تبریک سال نو میلادی گفت قصد دارد یک تیم ورزشی برای المپیک زمستانی راهی کره‌جنوبی کند و چند هفته بعد نیز گزارش‌ها از درخواست آقای «اون» برای دیدار با رئیس‌جمهور کره جنوبی حکایت داشت؛ اتفاقی که بعد از درگیری‌های سال 65 برای اولین بار در تاریخ دو کره رخ داد و دو کشور بر سر چند مسئله ریز و درشت توافق کردند؛ از به هم پیوستن خطوط راه آهن دو کشور گرفته تا پایان دادن به تقابل‌ها و جبهه‌گیری‌ها. اما آنچه بیشتر از هر موضوع دیگری توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرد قول کیم‌جونگ‌اون مبنی بر توقف فعالیت‌های هسته‌ای و همینطور آزمایش‌های موشکی کره شمالی بود!

از سوی دیگر رهبر کره شمالی پیشنهادی نیز برای دیدار و گفتگو با رییس جمهور آمریکا در اواخر ماه می یا اوایل ماه جون را مطرح کرده که با استقبال مقامات ایالات متحده همراه شده است.

چرا رهبر کره شمالی که همواره به عنوان یکی از دیکتاتورهای منطقه از او یاد شده، برای صلح با کره‌جنوبی پیش‌قدم می‌شود؟ و به راستی چه دلیلی باعث شده تا یک رهبر خودکامه که همواره کمترین تعامل و نرمش از وی در مناقشات سیاسی دیده شده، نه تنها حاضر به توقف فعالیت‌های هسته‌ای و آزمایش‌های موشکی‌اش شود بلکه درخواستی برای ملاقات با ریاست جمهور آمریکا – که او را یک دشمن بزرگ می‌داند- را نیز مطرح کند!؟

بدیهی است که به دلیل انزوای کره شمالی و ارتباط محدود سران این کشور با خارجیان، هیچگونه اطلاعات صحیح در خصوص شخصیت «کیم جونگ اون» در دسترس نیست و به دست آوردن خصوصیات فکری و رفتاری وی کاری بس دشوار است! پس برای رسیدن به پاسخ پرسش‌های مطرح شده باید مناسبات روی داده بین دو کشور کره جنوبی و آمریکا با کره شمالی را بررسی کرد؛

جنگ دو کره در سال 1950 که با زیاده‌خواهی‌های کره شمالی آغاز شد و حمایت آمریکا از کره جنوبی را در پی داشت باعث تلفات زیادی شد و در نهایت بعد از سه سال، آتش بس اعلام شد اما از آن سال به بعد هیچ صلح‌نامه‌ای بین کره‌شمالی با کشورهای کره‌جنوبی و آمریکا امضا نشد. و از سوی دیگر این دو کشور، هرگز کره شمالی را به رسمیت نشناختند.

گفتنی است که برخی منابع خبری کره جنوبی مدعی شده‌اند که امضای معاهده صلح توسط این کشور مشروط به غیراتمی‌شدن کره شمالی است. از سوی دیگر دبیر کل ناتو نیز ضمن ابراز خرسندی از روابط جدید بین رهبر کره شمالی با رئسای جمهور کره جنوبی و آمریکا، اعلام کرد تا تحقق کامل غیراتمی شدن شبه‌جزیره کره، تحریم‌های اقتصادی علیه کره شمالی باید مانند قبل برقرار باشد. تحریم هایی که مشکلات بزرگی برای کره شمالی در پی داشته تا در نهایت رهبر مستبد این کشور حاضر به تعامل شده است.

بدون شک سیاست‌های اشتباه کیم‌جونگ‌اون و پافشاری به دور از منطقش بر آنها، عامل اصلی انزوای بیش از پیش کره‌شمالی در سال‌های اخیر بوده و حال به نظر می‌رسد رهبر این کشور که به پوشالی بودن قدرت خود پی‌برد در صدد آن است تا با نشان دادن چراغ سبز به قدرت اول جهان، ادامه حیات حکومت خود را تضمین نماید. این در حالی است که شرایط مشابه حاکمیت کره شمالی در ایران نیز برقرار است و رهبران جمهوری اسلامی یکی پس از دیگری، همواره آمریکا را دشمن اصلی خود می‌دانند اما نه حاضرند فعالیت هسته‌ای خود را متوقف کنند - تا در پی آن تحریم‌ها برداشته شود- و نه هرگز حاضرند با آمریکا گفتگو کنند تا شاید روزنه‌های امید در آسمان آینده ایران دیده شود و در واقع نتیجه‌ای که رهبر کره شمالی بعد از 6 دهه دیکتاتوری به آن رسیده، رهبر ایران بعد از 4 دهه هنوز آن را امکان‌پذیر نمی‌داند! شاید باید 2 دهه دیگر صبر کرد.. هرچند در میان کارگزاران رژیم هستند کسانی که مشتاقانه موضوع دیدار رهبران دو کره را پیگیری کرده و در پی تشویق خامنه ای برای نوشیدن جام زهری دیگر هستند. اما تا بحال خامنه ای به نتیجه ای که رهبر کره شمالی پس از 6 دهه دیکتاتوری به آن رسیده، دست نیافته است. تا رسیدن به آن روز مسیر زیادی نمانده است.